شيخ ذبيح الله محلاتى

216

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ابو طالب گفت او راضى شد و ما هم راضى شديم اى خديجه تو محتاج چنين امينى خواهى بود كه تمامت عرب بر ديانت و امانت و صيانت و تقواي او متفق‌اند خديجه گفت اى سيد من آيا توانى بر شتر بار ببندى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود توانم خديجه با ميسره فرمود . بار بستن رسول خدا بر شتر در محضر خديجه شترى حاضر كن تا امتحان بنمايم ميسره برفت و شترى درشت‌اندام حاضر كرد عباس گفت اى ميسره شترى از اين صعب‌تر نيافتى كه محمد را به آن امتحان بنمائى پيغمبر فرمود باكى نيست او را بگذار تا بياورد چون شتر پيش شد زانو بزد و روي خود را بر پاى آن حضرت نهاد چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دست بر پشت او ماليد به زبان فصيح گفت كيست مانند من كه سيد رسولان بر پشت من دست كشيد آن زنان كه نزديك خديجه بودند گفتند اين نباشد مگر سحرى بزرك كه از اين يتيم صادر شد خديجه فرمود اين سحر نباشد اين آيات بنيات است و اين اشعار بگفت . نطق البعير بفضل احمد مخبرا * هذا الذى شرفت به ام القرى هذا محمد خيّر مبعوث اتى * فهو الشفيع و خير من وطأ الثرى يا حاسديه تمزقوا من غيظكم * فهو الحبيب و لا سواه فى الوري آنگاه بسوى پيغمبر نگريست و گفت اى سيد من اين جامه كه اندر بردارى درخور سفر نباشد . آن حضرت فرمود كه مرا جز اين جامه نباشد خديجه بگريست و حكم داد تا دو جامهء قباطى مصر و دو جبهء عدنى و دو برد يمانى و يك عمامه عراقى و دو موزه از پوست و عصائى از خيزران حاضر كردند و فرمود اين جامها را بر بالاى تو فزونى بود مهلت ده تا كوتاه كنم . آن حضرت فرمود حاجت نباشد من هر جامه كه در بر كنم بر قامت من رسا خواهد بود و اگر كوتاه بود بلند گردد و اگر بلند باشد به حد قامت من گردد پس